شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان
ایمیل : Shahidan.Rehnan@gmail.com

جستجو
ویژه ها
سردار شهید یدالله تقی یار
آخرین نظرات

۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

شهید احمد زاج شور
نام پدر: اکبرشهید احمد زاج شور
تاریخ تولد: 1345
محل تولد: آبادان
شغل: بسیجی
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 64/12/1
محل شهادت: فاو
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
شهید احمد زاج شور (دومین شهید خانواده) به سال 1345 در شهر مظلوم و مقاوم آبادان، در خانواده ای متعهد و مذهبی پا به عرصه ی وجود گذاشت. از کودکی با اخلاق و رفتار و تعالیم اسلامی آشنا گردید و تربیت یافت. دوران کودکی را همزمان با کسب تعلیم و تربیت اسلامی در دامان پاک و آغوش پدر و مادر مذهبی خویش به تحصیل در مقطع ابتدایی و راهنمایی گذراند. بعد از آن به علت عشق و علاقه ی خاصی که به بسیج و فعالیت با سپاه پاسداران داشت وارد بسیج سپاه گردید و سرانجام به علت روحیه ی بلند و همت عالی که داشت راهی جبهه های حق علیه باطل گردید و در مصاف با بعثیان پلید روح پاکش را به ملکوتیان سپرد و شربت گوارای شهادت را نوشید.

  • پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهید رجبعلی عسگری
نام پدر: رحیمشهید رجبعلی عسگری
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: رهنان
شغل: کارگر – پاسدار وظیفه
یگان اعزام کننده: سپاه پاسداران
تاریخ شهادت: 64/4/6
محل شهادت: هورالهویزه
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
شهید رجبعلی عسگری از بچگی در محافل مذهبی نقش بسیار مهمی داشت و خیلی از دوستان خود را به نماز تشویق می کرد. شهید در زمینه ی شغل کابینت سازی و جوشکاری مهارت پیدا کرده بود و همچنین در دامداری و کشاورزی نیز وارد بود. هنگام مرخصی روحیه ی او با قبل از آن بسیار تفاوت کرده بود و شور و شوق بازگشت به جبهه را داشت و به برادران و خواهران خیلی سفارش می کرد که به پدر و مادر احترام بگذارید که آن ها برای ما خیلی زحمت کشیده اند.

  • پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهید عبدالحسین صابری
نام پدر: صفرعلیشهید عبدالحسین صابری
تاریخ تولد: 1345
محل تولد: رهنان
شغل: نقاش ساختمان
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 64/4/6
محل شهادت: جاده ی خندق (جنوب کشور)
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
شهید عبدالحسین صابری در یک خانه ی مذهبی و مستضعف به دنیا آمد. در هفت سالگی درس را شروع کرد. او به علت مساعد نبودن وضع مالی، درس را رها کرد و به کار نقاشی ساختمان پرداخت. وقتی جنگ شروع شد به علت کم بودن سن نتوانست به جبهه برود تا اینکه 2 سال بعد، پس از طی آموزش نظامی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. در منطقه می خواست به نیروی پیاده برود باز هم مشکل کم سنی او مطرح بود، او را به واحد توپخانه ی 105 لشکر امام حسین (ع) معرفی کردند و مشغول خدمت شد، تا اینکه هنگام خواندن دعای کمیل وقتی جمله ی حبیب قلوب الصالحین خوانده شد، ناگهان گلوله ی توپ کنار سنگر منفجر شد و از موج انفجار ایشان به شهادت رسید.

  • پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهید سید اسماعیل اعتصامی
نام پدر: سیدحسنشهید سید اسماعیل اعتصامی
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: رهنان
شغل: پاسدار وظیفه
یگان اعزام کننده: سپاه پاسداران
تاریخ شهادت: 64/3/26
محل شهادت: هورالعظیم
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


 زندگینامه:
پاسدار مخلص و خستگی ناپذیر، شهید سید اسماعیل اعتصامی، در خانواده ای مذهبی در شهر شهید پرور رهنان دیده به جهان گشود. در سن پنج سالگی برای نماز خواندن به همراه پدر به مسجد می رفت. هنگامی که به مدرسه می رفت در حین تحصیل به پدر خود در کار کشاورزی کمک بسیار می نمود. شهید سید اسماعیل در طول تحصیلات خود شب ها در کار بافتن قالی به مادر خود کمک می کرد. همزمان با تحصیل، فنون نظامی را نیز فراگرفت و در سن 16 سالگی با تلاش فراوان عازم جبهه گردید و در مدت 4 سال تا لحظه ی شهادت در آنجا بود و در بیشتر عملیات ها شرکت می کرد و سرانجام پس از فداکاری های بی دریغ در عملیات بدر در آب های هورالعظیم، بر اثر برخورد با مین به درجه ی رفیع شهادت رسید. ایشان قبل از آن سه مرتبه مجروح شده بود و یک بار نیز در باتلاق فرو رفت که با امدادهای غیبی نجات یافت.

  • پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهید ناصر رحمانی پور
نام پدر: عباسشهید ناصر رحمانی پور
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: نظرآباد
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 64/3/20
محل شهادت: جنوب
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
در شهر نظرآباد کرج دیده به جهان گشود. خانواده ی وی زندگی ساده ای داشتند. در شش سالگی به اتفاق خانواده به اصفهان آمد. دوره ی دبستان و راهنمایی را به خوبی گذراند. در دوره ی دبیرستان با مشکلات دوری راه و سرمای زمستان دست به گریبان بود ولی هیچ وقت ناامید نشد. به خانواده همیشه سفارش می کرد و می گفت: همان طور که اهل بیت (ع) با جان و مال و اهل خانواده از اسلام دفاع کردند ما نیز باید راه آن ها را دامه بدهیم. حفظ و حراست از قرآن و پیروی از دستورات خمینی کبیر را بر خود واجب می دانست و می گفت باید تا مرگ لبیک گوی امام حسین (ع) باشیم.

  • پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان