شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان
ایمیل : Shahidan.Rehnan@gmail.com

جستجو
ویژه ها
سردار شهید یدالله تقی یار
آخرین نظرات

سردار شهید محمد زاهدی
نام پدر: تقیسردار شهید محمد زاهدی
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: رهنان
شغل: محصل –  فرمانده گردان امام رضا (ع)
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 65/10/5
محل شهادت: ام الرصاص
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
محمد در یک خانواده ی مذهبی و کشاورز به دنیا آمد. دوران تحصیل در مقاطع ابتدایی و راهنمایی را در رهنان طی کرد و با شروع مبارزات انقلاب اسلامی، ایشان با سردار شهید فریدون بختیاری با انقلاب همراه شدند و در راهپیمایی ها شرکت می کردند و به پخش اعلامیه و شعار نویسی می پرداختند. پس از انقلاب هم به بسیج مردمی شتافت و به جبهه رهسپار گردید و چندین بار از ناحیه ی دست و پا و ... مجروح شد که در نهایت از یک چشم و یک پا به افتخار جانبازی نایل گردید. سال ها در لشکر 25 کربلا مشغول بود و وقتی به لشکر امام حسین (ع) آمد یک چشمش را در راه خدا هدیه داده بود و به عنوان فرمانده گردان امام رضا (ع) مشغول خدمت شد. آب های خلیج فارس و اسکله ی الامیه شاهد رشادت های این جوان 21 ساله می باشد.
محمد بیست و یک ساله، سرانجام در روز پنجم دی‌ماه سال ۱۳۶۵ هجری شمسی در منطقه ‌ام‌الرصاص در حین عملیات کربلای ۴ از ناحیه سر هدف اصابت تیر تک‌تیراندازان دشمن ملعون بعثی قرار گرفت و این‌بار، تمام جان را تقدیم پروردگارش نمود و مشتاقانه به سوی ملکوت اعلی پرواز کرد. گلزار شهدای رهنان میزبان پیکر مطهر شهید محمد زاهدی، این شهید راه حق می‌باشد.


جلوه هایی از شهید:
پشتکار و جدیت، داشتن روحیه ی ایثار و فداکاری، شجاعت و شهامت، عزت نفس و قناعت از خصوصیات اخلاقی ایشان بود.


پیام شهید:
به به چه زیباست دست از خوشی ها و لذت های دنیا کشیدن. خدایی شدن و به سوی رب حرکت کردن. در جمع برادران مخلص و پاک و متعهد بسیجی حاضر شدن. مخلص  و خالص شدن. پر کشیدن و اوج گرفتن و به سوی حق پرواز کردن. آری چه زیباست چنین تجارتی. چه زیباست چنین هجرتی و چه زیباست چنین شهادتی. حرکت از نیستی به هستی، از فانی به باقی، حرکت از دوست به دوست، حرکت از عشق به معشوق، حرکت از بنده به معبود.


گلبرگ های خاطره:
در تکمیل عملیات والفجر 8 روی جاده ی فاو- ام القصر تا مچ پایش بر اثر اصابت با مین قطع شد. پس از مدتی استراحت با دو عصا به سوی گردان خود شتافت. روی تپه های هزار قله بر اثر باران خیس شده بود با یک پای مصنوعی و یک چشم، چابک و فرز می دوید، زمین می خورد و دوباره بلند می شد و گردان خود را هدایت می نمود.


تصاویر شهید:




یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

نظرات  (۱)



هر چه خواهی اذیت کن این عاشقت را
ذوب در عشق توام، زجر کشیدن بلدم


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی