شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان
ایمیل : Shahidan.Rehnan@gmail.com

جستجو
ویژه ها
سرلشکر پاسدار شهید محمدرضا زاهدی

سردار شهید سید اکبر اعتصامی

سردار شهید محمد زاهدی

سردار شهید یدالله تقی یار

آخرین نظرات

شهید حسین شریفی
نام پدر: اسماعیلشهید حسین شریفی
تاریخ تولد: 1343
محل تولد: رهنان
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 60/12/3
محل شهادت: بستان
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
شهید حسین شریفی در خردادماه سال 1343 در شهر رهنان در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. هنگامی که پا به مقطع دبیرستان گذاشت مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی بود. او به تحصیل در رشته ی اقتصاد در مجتمع شهید شریفی پرداخت. از کودکی به مراسم مذهبی و عزاداری آقا امام حسین (ع) علاقه داشت. از 12 سالگی روزه می گرفت و همیشه با اینکه به سن تکلیف نرسیده بود نماز می خواند. از پوشیدن لباس های خارجی خودداری می کرد. ظاهری آراسته داشت و به نظافت شخصی اهمیت بسیار می داد طوری که هر هفته موی سرش را کوتاه می کرد. به ورزش فوتبال علاقه ی زیادی داشت و این ورزش را با مهارت بازی می کرد. به نظر مربیان استعداد فراوانی در رشته ی فوتبال داشت و می توانست در سطوح بالاتری مطرح شود. اکثر پول هایی که از پدر دریافت می کرد بین کودکان یتیمی که می شناخت تقسیم می کرد که این موضوع پس از شهادتش آشکار شد. او زیر بار حرف زور نمی رفت حتی اگر کتک می خورد حرف حق را می زد و درباره ی آن ایستادگی می کرد.


پیام شهید:

تصویری از وصیت نامه شهید حسین شریفی :

شهید حسین شریفی

شهید حسین شریفی

متن یکی از نامه های شهید:

شهید حسین شریفی


گلبرگ های خاطره:
آن موقعی که حضرت امام رحمة الله علیه در قم اقامت داشتند حسین به اتفاق مادرش جهت دیدن امام به قم رفتند مادرش گفت: بر اثر ازدحام زیاد، نگهبانان از ورود به منزل جلوگیری می کردند. بنده متوجه شدم که حسین نیست. سرگردان که کجا رفته است و گم نشود پس از مدتی از خانه ی امام بیرون آمد، گفتم: به چه طریق رفتی؟ گفت: به نگهبان گفتم: به دنبال مادرم می گردم. با اجازه ی آن ها به داخل خانه رفتم و دست امام را بوسیدم.
پدر شهید می گوید: سال 1335 به عتبات عالیات مشرف شدم متوجه شدم که همه ی آب های عراق گل آلود است مخصوصاً آب شط فرات، از کسی سوال نمودم، اظهار داشت از زمان شهادت آقا اباعبدالله آب های عراق گل آلود است تا اینکه برای زیارت امام علی (ع) به سامرا مشرف شدم آب دجله از سامرا رد می شد کمی صاف به نظر می رسید بنده به دو نفری که با من همسفر بودند، گفتم می خواهم از این آب بنوشم و به عمق زیاد رفتم و نوشیدم. سال 64 که چهارسال از شهادت حسین می گذشت خواب دیدم لب همان دجله نشستم، در عالم خواب دیدم یکی مرا بابا صدا زد متوجه شدم که حسین است گفت بیا برویم آن جا تعزیه آقا اباعبدالله است، بعد دو اتومبیل به همدیگر بکسل بود حسین در اتومبیل اولی سوار شد و به بنده گفت در اتومبیل دومی سوار شوید. سوار شدم حسین می خواست از بلندی عبور کند قطعه سنگی جلو اتومبیلی که بنده سوار شده بودم افتاد او اظهار داشت سنگ را بردار تا تو را ببرم بالا، همین کار را کردم و بنده را برد بالا، از خواب بیدار شدم همان بالا بردن سبب شد که سال 64 به مکه معظمه مشرف شدم.


تصاویر شهید:

شهید حسین شریفی

شهید حسین شریفی

شهید حسین شریفی

شهید حسین شریفی

شهید حسین شریفی

یادش گرامی و راهش پر هرو باد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی