شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان
ایمیل : Shahidan.Rehnan@gmail.com

اطلاعیه ها
لینک پیشنهادی پروفایل شهید رسول باباصفری با 6 تصویر جدید و متن وصیت نامه شهید در شب عملیات بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید علیرضا انصاری با 16 تصویر جدید و متن نامه شهید در شب عملیات بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید محسن رجبی با 7 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید محسن (محمد علی) رفیعی با 17 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید مرتضی بهرامیان با 12 تصویر جدید و متن کامل وصیت نامه شهید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید زهیر ترکان با 42 تصویر جدید و متن پیام شهید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید علی رفیعی با 1 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید جعفر باقرصاد با 2 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید سید علی موسوی با 5 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی لطفا تصاویر و اسناد مربوط به شهدای خود را برای ما ارسال کنید، برای توضیحات بیشتر کلیک کنید.

جستجو
ویژه ها
سردار شهید یدالله تقی یار
آخرین نظرات

شهید سید علی محمد اعتصامی
نام پدر: سید باقرشهید سید علی محمد اعتصامی
تاریخ تولد: 1346
محل تولد: رهنان
شغل: مسگر
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 62/12/8
محل شهادت: منطقه عملیاتی خیبر
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
سید علی محمد اعتصامی در خرداد 1346 و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد و دوره ی ابتدایی خود را در مدرسه ی مودت گذراند. او در کار کشاورزی پدر را یاری می کرد. در سال 59 وارد بازار اصفهان شد و 3 سال در حرفه ی مسگری در بازار مشغول کار بود. در سال 1361 با وجود اینکه او را به جبهه اعزام نمی کردند و سن او به حد قانونی نرسیده بود با دستکاری در شناسنامه ی خود، به صورت بسیجی پس از گذراندن آموزش به جبهه اعزام شد و در عملیات والفجر 2 و 4 شرکت کرد. او ابتدا در گردان ادوات لشکر 14 (واحد خمپاره) مشغول به خدمت شد و بعد از آن در گردان امام حسن (ع) در عملیات های پاسگاه زید و سپس در عملیات خیبر شرکت نموده و همراه برادر عزیز خلیلی، فرمانده گردان امام حسن (ع) به خیل شهدا پیوست.


جلوه هایی از شهید:
همیشه برای نماز به مسجد می رفت و در مراسم شب های احیا شرکت می کرد. بسیار بشاش بود. از بین بچه هایم کسی مثل او نبود. همیشه برای کمک به مردم آماده بود.


گلبرگ های خاطره:
در عملیات خیبر، صبح ساعت 4 بامداد جهت استقرار دیدبان و هماهنگی آتش در خط، خدمت فرماندهی گردان امام حسن (ع) رسیدم. دشمن به شدت آتش می ریخت. با توجه به باتلاقی بودن زمین و نبود خاکریز، رزمندگان پناهگاهی نداشتند، تعدادی سنگر به صورت موقت درست کرده و در آن مستقر شده بودند. چشمم به برادرم افتاد. به او گفتم: چکار می کنی. گفت: ای، مشغولم. به او گفتم: شما که خمپاره انداز نبودی و به من گفته بودی که من می خواهم تک تیرانداز باشم. او گفت: در حال حاضر این خمپاره ی 60 به کار می آید و اسلحه کلاش اثری ندارد. تعدادی گلوله و یک قبضه ی خمپاره ی 60 از نیروهای عراقی به غنیمت گرفته بود و بر سر مزدوران می ریخت.


یادش گرامی  و راهش پر رهرو باد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی