شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان

شهدای شهر رهنان

پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهر رهنان
ایمیل : Shahidan.Rehnan@gmail.com

اطلاعیه ها
لینک پیشنهادی پروفایل شهید رسول باباصفری با 6 تصویر جدید و متن وصیت نامه شهید در شب عملیات بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید علیرضا انصاری با 16 تصویر جدید و متن نامه شهید در شب عملیات بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید محسن رجبی با 7 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید محسن (محمد علی) رفیعی با 17 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید مرتضی بهرامیان با 12 تصویر جدید و متن کامل وصیت نامه شهید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید زهیر ترکان با 42 تصویر جدید و متن پیام شهید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید علی رفیعی با 1 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید جعفر باقرصاد با 2 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی پروفایل شهید سید علی موسوی با 5 تصویر جدید بروز رسانی شد. برای مشاهده کلیک کنید.

لینک پیشنهادی لطفا تصاویر و اسناد مربوط به شهدای خود را برای ما ارسال کنید، برای توضیحات بیشتر کلیک کنید.

جستجو
ویژه ها
سردار شهید یدالله تقی یار
آخرین نظرات

شهید حسین باقری
نام پدر: محمدحسنشهید حسین باقری
تاریخ تولد: 1348
محل تولد: رهنان
شغل: محصل
یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ شهادت: 65/10/4
محل شهادت: ام الرصاص
زیارتگاه: گلزار شهدای شهر رهنان


زندگینامه:
در سال 1348 در خانواده ای متوسط پا به عرصه ی وجود نهاد. وقتی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید 9 سال بیشتر نداشت و با این که سن و سال کمی داشت ولی فکر و کارهایی که انجام می داد بیشتر از سن او بود و در کنار درس به پدر خود کمک می کرد. وقتی که 14 ساله شد و معنای جنگ و جهاد را فهمید دیگر اشتیاقی به درس خواندن نداشت. حوصله هیچ کاری را نداشت و مرتب نام جبهه ورد زبان او بود و با دستکاری شناسنامه، اسم خود را برای جبهه نوشت. پدر او اجازه نمی داد و می گفت: هم سال تو کم است و هم درست را نخوانده ای و کمک من نیز باید باشی، ولی او قبول نمی کرد و بدون اطلاع رفت و بعد تلفن زد و گفت: نگران نباشید من رفته ام اهواز. به بهانه های مختلف به بسیج و بعد هم به جبهه رفت، مثلاً به بهانه ی اینکه می خواست برود استخر ساک خود را بر می داشت و می رفت. یک مرتبه پدرش جبهه بود و او هم می خواست برود هر چه گفتند پدرت رفته تو بمان و کمک مادرت و خانواده ات باش ولی او قبول نکرد و گفت: خدا بزرگ است و پدرم وظیفه خود را انجام داده من هم باید وظیفه ی خود را انجام دهم.


پیام شهید:
آری، شهادت آرزوی هر عاشق خداست و شهیدان شمع محفل بشریت اند و خداوند می فرماید: هر کسی مرا دوست دارد من نیز او را دوست دارم و او را پیش خود خواهم برد. پس مردم و خانواده های شهدا بدانند که فرزندان آن ها به جایی رفتند که همه حسرت آن مقام و مکان را می خورند. اگر خدا را یاری کنید خدا نیز شما را یاری خواهد کرد و قدم هایتان را استوار و محکم می گرداند.


گلبرگ های خاطره:
یکی از فرماندهان او می گفت وقتی که سوار قایق بودیم و می خواستیم برای عملیات برویم، چهره ای نورانی و معصومانه و کودکانه داشت و نسیمی که می آمد موهای بلند و قشنگ او را پریشان کرده و جلوه خاصی به او داده بود. سر خود را بلند کرده و اطراف را نگاه می کرد که ناگهان تیری به طرف سر او آمده و به سرش خورد و کف قایق افتاد.


تصاویر شهید:

شهید حسین باقری


یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی